تبليغاتX
من خوبم . تو خوبی ؟

من خوبم . تو خوبی ؟

دنباله یه دختره بلوندی که باهاش بلاسی ؟! دنباله جک و اس ام اسی ؟! من ندارم شرمنده

دمش کلی گرم! هم پریسا خانوم هم پارسا خان!

ما هم آدمه مهمی بودیما!

آخه دختره خوب تو به خودم ۱۰ تومن می دادی رمزو بت دو دستی تقدیم می کردم!

آقا اونیم که هک کرده دمش کلی گرم کارش خیلی درسته بندو بساطمو ریخته به هم!

یا علی واسه همیشه  

 

+ نوشته شده در Mon 25 Aug 2008ساعت 0 قبل از ظهر توسط کاوه |

این وبلگ بگی نگی هک شده.................

کسی هم میخواد وبلاگش رو هک کنم یا وبلاگ یا سایتی که واسش دردسر داره رو هک کنم با من تماس بگیره ۰۹۳۵۹۴۸۱۱۷۵

البته این وبلاگ به خواسته پریسا خانم و در قبال پرداخت ۱۵ هزار تومن هک شده.

ولی یه جورایی چون از این وبلاگ خوشم اومده زیاد دست کاریش نکردم مثالا حذف یا کلمه ی عبورش رو عوض نکردم که مدریت گریش بگیره.موفق باشین پارسا kj

+ نوشته شده در Sun 24 Aug 2008ساعت 6 بعد از ظهر توسط کاوه |

و زندگی چه بد آهنگ می شود گاهی

دلم برای خودم تنگ می شود گاهی

منگم ! منگه اتفاقایی که دورو برم دارم می بینم

وقتی پاکترین احساستو با یه کرختیه خاص می گی تازه اونجاس که می فهمی باید سنگه خیلی چیزارو به سینه بزنی .

وقتی فک می کنی حالا به خیلی چیزا رسیدی ولی یه دفه٬ یه چیزی ٬یه کسی٬ محکم می زنه توو سرت می گه : هیییییییییی ! به خودت بیا

وقتی نمی فهمی که چی شده ! نمی دونی . کاری نکردی که بدونی ولی باید تاوان اشتباهی رو پس بدی که حتی حق مالکیتشم نداری

وقتی ناخواسته باید بشینی و ببینی اونایی که واست عزیزترینن چطور دارن به خودشون می پیچن ! چطور دارن می ریزن

وقتی..........

کاش می تونستم نقطه های بالایی رو پر کنم

هیچ گاه فاصله ها حریف خاطره ها نمیشوند

به چشم خود دیده ام ...

+ نوشته شده در Wed 23 Apr 2008ساعت 2 قبل از ظهر توسط کاوه

بازم سلام

نمی دونم چطور شده که نمی تونم مثه قبل بنویسم !

برام مهمه که نوشته هامو دوس داشته باشین .

سعی می کنم بهتر شم . فقط مهلت می خوام !

( اگه نظری دارید رو نظرات پست قبلی بذارین لطفا . )

+ نوشته شده در Wed 5 Mar 2008ساعت 9 بعد از ظهر توسط کاوه

سلام ! فكر كردم دارم كليشه ميشم !
شايد مجالي لازم دارم
دوستداره همتونم !
شايد برگردم
يا علي

+ نوشته شده در Thu 7 Feb 2008ساعت 4 بعد از ظهر توسط کاوه

سلام . قبلا گفته بودم زیاد مذهبی نوشتن بلد نیستم ۰ ( بخوانید نوشتن بلد نیستم )

الان که خواستم چک کنم یهو دلم خواست بنویسم .برا عاشورا بنویسم .شاید قیافه روشنفکرانه به خودمون بگیریمو بگیم این کارا دیگه چیه ؟! شاید بعضی چیزا رو باور نکنیم !

ولی هر فرمی هم که فک کنی بدونید که ما  نمی تونیم بدون اعتقاد به ادیسه های مذهبی باشیم ! اینو تو سرشته ما سرشتن ! هر کاری کنیم حسین و ابولفضل العباس برا ما یه تقدس خاص  دارن!

یه حسه دوست داشتنیه شاید پاک .

نخواستم از جایی مطلب بردارم برام فقط یه اس ام اس اومده بود. اونو می ذارم برات !راستی فک کن ببین تو هم واقعا بی اعتقادی ؟! .... من که نیستم .

عالم همه قطره و دریاست حسین 

 خوبان همه بنده و مولاست حسین 

 ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش 

 از بس كه كرَم دارد و آقاست حسین

پینوشت : الان برام یه اس ام اس اومد حیف دیدم نذارم ! آخه دکترمون گفته :

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود ، افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند .                 ( دکتر شریعتی )

+ نوشته شده در Fri 18 Jan 2008ساعت 10 قبل از ظهر توسط کاوه

سلام  پیشنهاد اکید دارم گروه ترانه رو بشناسین ! چون خیلی توپه خیلی باحاله ! خداییش آخرشه ! راستی این پست نظر نداره چون می خوام حذفش کنم .

آدرس عضويت در گروه

http://groups.yahoo.com/group/taranehha/join

+ نوشته شده در Fri 28 Sep 2007ساعت 9 بعد از ظهر توسط کاوه

یه سلام آلبالویی به تو که خیلی هلویی

                                        یه سلام توت فرنگی به تو که خیلی قشنگی

                                                                           یه سلام پرتقالی به تو که خیلی باحالی

سلاممممممممممم ! خداییش باحال نبود ؟!! کلیشه شکنی در سلام گفتن آرزوی دیرینه من بود ! خوب ! ما هم داریم عینهو شاگرد مدرسه ایها می ریم دانشگاه ! سر ساعت سر همه کلاسها ! ( مگه قرار بود نریم ؟! ) راستی کی حل المسائل هالیدی رو داره ؟! من چند وقتی بود دنبال این بودم که : فلسفه یعنی نمنه ؟! تعریفی بهتر از این یافیده نشد ! یعنی پیدا نکردم ! *** مهمترين وظيفه فلسفه اين است كه انسان ها را از نتيجه گيري سريع برحذر كند، زيرا اين نتيجه گيري هاي سريع ميتواند به خرافات منجر شود.

یه سایت قیژقیژیه توپ هم پیدا کردم ! توصیه اکید دارم ببینیدش !زنگ تفریح  من همیشه از بی ربطیه زیاد لذت می برم !!

اینم اصل مطلب : البته بنده خودم قبلا از بچه های دانشگاهه آزاد ببخشیدم ! ولی خداییش واقعیت داره !

کنکور آزاد

۱-دام مورد كوتاه‌تر است؟
الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه
ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد
ج) مانتوي خواهران دانشجو
د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان

2-‌

در كدام نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟
الف) فلات تبت
ب) كوههاي كليمانجارو
ج) جزاير گالاپاگوس
د) قطب جنوب و حومه

3-

در مورد غذاي سلف بين كدام دو مورد ارتباط بيشتري وجود دارد؟
الف) تعداد قمري‌هاي دانشگاه و زرشك پلو با مرغ
ب) ارتفاع چمن فضاي سبز دانشگاه و قورمه سبزي
ج) تعداد گربه‌هاي دانشگاه و چلوگوشت
د) به علت رعايت مسايل بهداشتي از نوشتن گزينه‌ي آخر معذوريم.

4-‌

علت سقوط هواپيماي كنگوايرلاينز چه بود؟
الف) مطلع‌شدن خلبان از قبولي پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط
ب) اعلام خبر ورود دكتر جاسبي به كنگو در تلويزيون هواپيما
ج)مسئول كنترل سوخت هواپيما فارغ‌التحصيل دانشگاه آزاد بوده است.
د) تمام موارد فوق به نحوي در بروز اين حادثه‌ي دلخراش موثر بوده است.

5-

داغ‌ترين خبر سال چه بود؟
الف) انفجار شاتل كلمبيا
ب) محاكمه‌ي صدام
ج) انقراض نسل اورانگوتان‌ها‌ در برمه
د) فارغ‌التحصيلي يك دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزادی در هشت ترم

6-

كدام مورد در بين دانشجويان دانشگاه آزاد ديده نمي‌شود؟
الف) حال و حوصله درس‌خواندن
ب) جنبش نرم‌افزاري و توليد علم
ج) عبرت از گذشتگان
د) اميد به آينده

7-‌

طراح سوالات! كدام مورد را شديداً تكذيب مي‌كند؟
الف) نشر اكاذيب
ب) خصومت با دانشگاه آزاد
ج) همكاري با القاعده
د) هيچكدام

یه اجنبی ( دیکتش درسته ؟!) بهم گفت :

If

A is 1

B is 2

C is 3

.....................

Z is 26 then

L+O+V+E=54

And

F+R+I+E+N+D+S+H+I+P=108.

(Interesting ...

Friendship is twice stronger than Love...)

راست می گه نه ؟!

یا علی 

نمکدون

+ نوشته شده در Fri 28 Sep 2007ساعت 1 بعد از ظهر توسط کاوه |

نمی خوام بگم سلام ! اگه بگم سلام یه وقتی باید خداحافظ هم بگم ! آخه می دونی من از خداحافظی دل خوشی ندارم !

یکی بهم گفت :من تو رااز لابلای حرفهای گنگ آدمها پیدا می کنم...تو مرا در گنگی دل آدمها رها مکن!

خوببببببببببببببببببب ! فردا دروازه های علم و صنعت را خواهیم صافید و وارد دانشگاه خواهیم شد تا در اولین فرصت یه حالی به صنعته کشور بدهیم ! پیش به سوی دانشگاهی که تنها به کسب علم فکر می کند ! ( آره جون خودت ! )

این تابستان ُ این وبلاگ ُ یه فازه اساسی به من داد ! از همه کسایی که اومدن و وقته ما رو تلف کردن مرسی هستم !

+ نوشته شده در Sat 22 Sep 2007ساعت 9 بعد از ظهر توسط کاوه |

سلام علکم !

آقا این دانشگاه عجب مکانیه !!!( مکان : محل یا جایی برای تدریس و فراگیریه علم ! برگرفته از فرهنگ چلوگیری از انحرافات !!! ) آقا راستشو بخواین خیلی باحاله ! از دیروز تا حالا سه بار عاشق شدم !! 

اینو جدی میگم برا اونایی که دانش آموزند یا کنکوری : واقعا درس خوندن برا قبولی در یک دانشگاه معتبر و رشته خوب ارزشش رو داره ! یه حرفه کلیشه ای که من تازه به این نتیجه رسیدم ! واقعا دانشگاه جایی برا آدم بزرگا است ! آدم بزرگایی مثل ماها که باحالیم ! می دونی دکتر بزرگ ما ( استاد علی شریعتی ) چی می گه :زندگی خوردن و خوابیدن نیست انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند. راست می گه نه ؟!

خوب دیگه بسه پرحرفی !می خوام یه کار جدید بکنم ! آخه می دونی من همیشه از بی ربطیه زیاد خوشم می یاد !

 

Majid Akhshabi - Yek Vajab Khak

Doolatmandaz - Shokraneh

Mohammad Esfahani - Shokraneh

Ehsan KhajeAmiri_Miveye Mamnooe

+ نوشته شده در Wed 19 Sep 2007ساعت 9 بعد از ظهر توسط کاوه |

سلام . گفتم برا ماه رمضونی یه مطلب مذهبی کار کنم . یه متنه قدیمی هست که برا من همیشه تازگی داره . یه متن با کیفیت و تاثیرگذاری بالا ! فعلا یا علی

در روياهای يک مرد:

در روياهايم ديدم که با خدا گفت و گو ميکنم.

خدا پرسيد:پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟

من در پاسخش گفتم:اگر وقت داريد!

خدا خنديد:وقت من بی نهايت است...در ذهنت چيست که می خواهی از من بپرسی؟

رسيدم:چه چيز بشر شما را سخت متعجب ميکند؟

خدا پاسخ داد:کودکی شان.اينکه آنها از کودکی شان خسته ميشوند٬عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها٬آرزو ميکنند که کودک باشند.

....اينکه آنها سلامتی خود را از دست ميدهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی اشان را بدست آورند.

اينکه با اضطراب به آينده می نگرند و حال را فراموش ميکنند٬بنابر اين نه در حال زندگی ميکنند نه در آينده.

اينکه آنها به گونه ای زندگی ميکنند که گويی هرگز نميميرند و به گونه ای ميميرند که گويی هرگز زندگی نکرده اند.

دستهای خدا دستانم را گرفت.

برای مدتی سکوت کرديم و من دوباره پرسيدم:

به عنوان يک پدر٬می خواهی کدام يک از درسهای زندگی را به فرزندانت بياموزند؟

او گفت:

بياموزند که آنها نميتوانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد.

بياموزند آدمهايی هستند که آنها را دوست دارند فقط نميدانند چگونه احساساتشان را نشان دهند.

بياموزند که دو نفر می توانند با هم به يک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند.

بياموزند که کافی نيست آنها فقط همديگر را ببخشند٬بلکه آنها بايد خود را نيز ببخشند.

بياموزند که درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه کنند.

بياموزند ثروتمند کسی نيست که بيشترين ها را دارد٬کسی است که به کمترين ها نياز دارد.

بياموزند که فقط چند ثانيه طول ميکشد تا زخم های عميقی در قلب آنان که دوستشان داريم ايجاد کنيم٬اما سالها طول ميکشد تا زخمها را التيام بخشيم.

من با خضوع گفتم:

از شما به خاطر اين گفتگو متشکرم.

آيا چيز ديگری هم هست که دوست داريد فرزندانتان بدانند؟

خداوند لبخند زد و گفت:

فقط اينکه بدانند"من اينجا هستم".

هميشه.

+ نوشته شده در Thu 13 Sep 2007ساعت 8 بعد از ظهر توسط کاوه |

سلام علکم ! همین اول کار بگم نتایج کنکور رو دادن و بنده زدم دهنه استکبار رو صافیدم و مهندسی مواد متالوژی دانشگاه تبریز قبول شدم !

خوب !! برخی از دوستان خواستار عکس شدن که به خودشون مربوطه ! این همه فوتوبلاگ ! اینجا مگه ما عکاسی باز کردیم ( احترام به سلایق رو حال کردی ؟! ) برخی دیگر از دوستان خواستار مطالب مستهجن و زبونم لال حرفهای بد بد شدن ! خداییش نگاه کنید به این نظر سنجی حقیر بنده : کلا ۷-۸ نفر نظر دادن هموشن بد خواستن ! آخه بندگان خدا چرا به راه راست نمی یان ؟! ( هر کی طلبه است این همه سایت مستهجن ! ) به خدا راست می گم ها ! تازگیها سایت گوگل یه آماری داده که توش معلوم شده ایرانیها بیشترین سرچ کننده های مطالب سکسی   تو دنیان ! به مولا راست می گم ! جالب این که دولت و ملت ما یه کشوری با عقاید مذهبی هستش ! اگه ما یه کشور لائیک بودیم چه کارا که نمی کردیم !دم ملت  غیور ایران گرم با این رکوردشکنیهاش ! ( لازم به ذکر است که حقیر نیز جزو این سرزمین میباشم ! ) دیگه خیلی حرف زدم ( به خودم مربوطه !) اینم چندتا عکس !

خداییش گوله نمکه !

آل پاچینوی بزرگ !

قدیما بیشتر دوسش داشتم !

+ نوشته شده در Tue 11 Sep 2007ساعت 1 بعد از ظهر توسط کاوه |

سلام بی سلام !

اصلا میدونی چیه ؟! دیگه وبلاگبازی و وبلاگنویسی فاز نمیده !

(به .......... چپ سرندیپیتی که فاز نمیده ! )

بنابراین به همین راحتی السلام و علیک و رحمت الله !

راستی می خواستم از مطالب یه وبلاگی کش برم برین خودتون ببینین دیگه ! وبلاگ برا یه دختر توپ جکه باحاله به اسم هلیا ( هوی ی ی ی ی ! هلیا خانوم !)

فریبا خانوم ویتامین که جای خود دارد ! اینم لینک آبجی ویتامین !

فعلا یا علی !

+ نوشته شده در Wed 5 Sep 2007ساعت 10 بعد از ظهر توسط کاوه |

های ( الان می گن واه واه این پسره چه غرب زده شده )

یکی بهم گفت :شايد زندگي ان جشني نباشد كه ما ارزويش را داشتيم...اما حال كه به ان دعوت شده ايم پس بگذار تا ميتوانيم شاد باشيم... راست می گه نه ؟!

همین اول کار بگم این پست طنز می باشد و یه کم +۱۸ ! پس کوچولوهای عزیز بوس کیش لالا ! راستی یه وبلاگی پیدا کردم جون می ده برا دوستان احساساتی و شمع و گل و پروانه ! فقط با کفش وارد نشوید ! 

یه جک قدیمیه باحال : یکی از دوستان هم وطن ما (!!!! ) ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجي پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! یارو ميگه : «كوجي پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟

و بدون مقدمه اضافی : راههای سادیسمی شدن

کل نوشته های تخته سیاه رو با دست پاک کنید.
به خروستون آب طلا بدید تا تخم طلا بزاره
ــ خطاب به بند قبل : آخه سادیسمی ، مگه خروس تخم میزاره ؟
ــ خطاب به بند بالا : بتوچه روانی ، مگه فضولی؟
به مادرتون بگید دلمه درست کنه ، بعد فقط برگهاشو بخورید.
توی کفش دوستتون یک قورباغه کوچولو بندازید تا وقتی کفشو پاش کرد ، قورباغه له بشه.
روز کارگر وقتی استاد اومد سر کلاس ، همه به احترام پاشید و بگید معلم عزیز روزت مبارک!
دست یه نابینا رو که برای رفتن به آن طرف خیابون ایستاده رو بگیرید و به طرف جوی آب راهنماییش کنید، بعد همچین بینا میشه که بیا و ببین.
بجای پنیر پیتزا پلاستیک فشرده تو پیتزا بریزید و شاهد خوردن آن توسط عزیزانتان باشی
کتاب جدید استادتون رو بزارید تو سبزی فروشی محله ی استادتون تا وقتی میره سبزی بگیره ، سبزی فروش از صفحات اون کتاب برای بسته بندی سبزی استادتون استفاده کنه.
وقتی استاد ادبیاتتون کلی در مورد رزم رستم و سهراب صحبت کرد ازش بپرسید : استاد ، ما بالاخره نفهمیدیم سهراب زن بود یا مرد؟!!
وقتی همسرتون رفت آرایشگاه و به موها و اَبروانشون صفا دادن و اومدن جلو شوما و گفتند عزیزم ببین تغییری کردم یا نه؟ کمی نیگاش کنید و بگید : باز که مثل همیشه گند زدی به قیافت.
صبح جمعه ساعت 6 (البته وقتی مدارس بازه) بروید بالا سر داداشتون و شتابان تکونش بدید و بگید: پاشو پاشو مدرست دیر شد. ...                                                                                              وقتی که دوست باکلاستان جلو دخترهای دانشگاه کلاس گذاشت و شما و آن خانمهای باشخصیت رو به یه رستوران شیک دعوت کرد..هنگام خوردن ساندویچ ، ساندویچ رو یه جوری بجویید و جوری که همه دارن میبینند ، دستتون رو بکنید تو دهنتون و یواش بیرون بیارید و بگید اَه این پای موش تو ساندویچ چیکار میکرد؟؟؟
وقتی که دختر همکلاسیتون اومد از دوستتون جزوه بگیره و اگه گفت آیا کامله و دوستتون هم پاسخ مثبت داد، شما بگید آره خیلی کامله ، من که خونده بودمش 8 شدم...!

و قسمت +۱۸ ماجرا ! خوب این متن بالایی خودش +۱۸ میباشد ! ( خداییش هرچی خواستم بذارم دیدم بی ادبیه ! دوستان طلبه میتونند با ای دی اینجانب مکاتبه فرمایند ! )                                                یا علی

+ نوشته شده در Tue 28 Aug 2007ساعت 11 قبل از ظهر توسط کاوه |